تبليغاتX
آموزش -
سنگ نگاره هاي پيش از تاريخ
نويسنده : محمد ناصري فرد

 

نگارنده قزيب به پنج سال پويش وپي يابي در بيابان ها وكوهستان ها، و سفر به ديگر نقاط ايران در گرما و سرما و ار شبانه روزي موفق به كشف بيش از سي هزار نمونه گوناگون از سنگ نگاره ها با قدمت هاي متفاوت و هنرهاي صخره اي بي بديل درايران شد و از طرف ديگرسعي شده كليه سنگ نگاره هاي كشف شده درايران و جهان را از طريق كاركرد هاي ديجيتالي (اينترنت ICT و …) از ابعاد گوناگون مورد مقايسه قرار دهد و ازآنها عكس و مطلب تهيه كند و سنگ نگاره هاي كشف شده در آسيا، افريقا، اروپا، امريكا، شبه جزيره عربستان واستراليا درمقايسه با نمونه هاي كشف شده آنها درمحوطه هاي ايران و رابطه نقوش سنگ نگاره هاي ايران بويژه بزكوهي با تصاوير روي سفال هاي ما قبل تاريخ منقوش به نقش بز كوهي در معرض ديد و قضاوت علاقه مندان قرار دهد. به نظر نگارنده بعضي ازسنگ نگاره هاي محوطه هاي كشف شده شايد از ابعاد زيبايي و هنرهاي صخره اي و قدمت از بي بديل ترين انواع سنگ نگاره ها در مقايسه با نمونه هاي كشف شده آنها در خارج ازايران باشند. كليه سايت هاي اينترنتي دنيا ( petroglyphs .Petrographers . Pictoglaphs . Prehistoric Art .Rock Art ) و محوطه هاي كشف شده، مورد ارزيابي مقايسه اي قرار گرفته و حاصل آنها را در نظريات ، عكس ها ارايه شده . لازم به ذكراست كه از طريق ICT با ديگر پژوهشگران بيرون از ايران نيز تعامل كاري بر قرار شده وموارد كشف شده محوطه ها در معرض ديد و قضاوت آناقرار گرفته كه براي آنها جالب بوده است و شما نظر يكي از آنها را در صفحات آتي ملاحظه خواهيد كرد. شايد شما با ديدن عكس هاي تهيه شده شايق به ديدار از محوطه ها باشيد. سعي شده مختصات جغرافيايي محوطه ها نيز براي دوستداران شرح داده شود.سنگ نگاره چيست؟

 


به زبان ساده به هرتصويري بر روي سنگ ، سنگ نگاره مي گويند.اگراين نوشته ها يا نقاشي ها، برروي سنگ با رنگ يا امثال آن باشد به آنها ((Pictographs)) و اگر نقاشي يا كنده كاري (حك يا حجاري) روي سنگ شده باشد به آنها ((Petroglyphs.petrographs))مي گويند. اغلب در درون غارهاي قديمي از نقاشي يا نوشته هاي با رنگ استفاده شده ((Pictographs )) كه عمومًا مر آنها در برابر عوامل طبيعي بسيار كوتاه است و علت ماندگاري آنها از هزاران سال قبل تا كنون، در دسترس نبودن و محفوظ بودن آنها در رابر عوامل طبيعي بوده است. اما سنگ نگاره هاي كنده كاري شده (petrographs ) علاوه بر اينكه در غارها كشف شده اند، در محوطه هاي باز و بيرون غار ها نيز وجود دارند. قسمت اعظم سنگ نگاره هاي محيط هاي باز در برابر عوامل طبيعي مثل سرما ، گرما ، باد ، باران و يخ زدگي از بين رفته اند ومي روند. از طرف ديگر متاسفانه به علت عدم آگاهي مردم نيز تعداد بسيار زيادي از آنها تخريب و نابود شده است. (در احداث راه ها ومعادن سنگ ) بعضاً در يك پروژه جاده سازي شاهد از بين رفتن تعدادزيادي از آنها بوده ايم. سال يابي سنگ نگاره هاي ايران از ديدگاه صاحب نظران متفاوت است. به نظر تعدادي از آنان قدمت بعضي ازسنگ نگاره ها ي ايران به پنج تا چهل هزارسال هم مي رسد.
تبادل پيام ، زبان ، خط رمزي و نوشتاري ، فرهنگ و تاريخ بشريت دراين سنگ نگاره ها ريشه دارد.نقوشي كه بر ديواره سنگي كوه ها و دره ها مي بينيم شامل نقوش گوناگوني است  براساس نمونه گيري تصادفي از تعدادي محوطه ها در ايران رديف نام نقوش درصد
1 بز كوهي سنبليك (شاخ بلند آن خميده و به دمش رسيده )
89
2 نقوش انسان در حال كمانداري پياده وسواره ، درحال شكار
ملبس و غير ملبس. 3
3 نقوش ، پلنگ ، گرگ ، روباه ، موش و… 2
4 نقوش اسب با سواركار و بدون سوار كار 1
5 نقوش شتر يك كوهان و دوكوهان 1
6 نقوش نمادهاي گوناگون 1
7 نقوش گوزن و قوچ كوهي 1
8 نقوش حيواناتي كه امروزه ديگرديده نمي شوند و نسل
آنها منقرض شده 1
9 نقش هاي هند سي 5/
10 نقوش گياهان 5/

 



كه براي زيست شناسان، تاريخ دانان ، جامعه شناسان ، مردم شناسان ، باستان شناسان ، نماد شناسان و دوستداران  فرهنگ ها و هنر هاي تاريخي وتزييني بسيار جالب و ديدني مي تواند باشد.
اين كه چرا 90 درصد نقوش سنگ نگاره ها ي ايران بز كوهي است قسمت اصلي آن به فرهنگ، اسطوره ها، دين و اعتقادات مردم باستان مربوط مي شود.(هزاره هاي قبل از تاريخ )اين محوطه ها با نقوشي كه ذكر شد، واقعاً,,موزه هاي سنگي - هنرهاي صخره اي,, هستند كه هر بيننده ي با ذوقي را بشدت تحت تاثيرخودشان قرارمي دهند. خوشبختانه در كوه ها و دره ها طي پي يابي هاي پنجساله نگارنده بيش از سي هزار نمونه كشف شد كه از بي بديل ترين هنرهاي صخره اي ايران و جهان هستند.براستي چگونه در زماني كه افراد بعضاً سواد خواندن نوشتن نداشته اند، چنين با دقت و ظرافت هنر آفريده اند؟!
مكان يابي و مكان نمايي اين سنگ نگاره ها بويژه در ايران، گام نخست و مبنايي جهت معرفي اين نماد هاي ملي ايرانيان است تادر آينده ارزش اين سنگ نگاره ها توسط پژوهشگران از ابعاد گوناگون بيشتر مشخص شود.


نگارنده موفق به كشف سنگ نگاره هايي در كوه ها و دره هاي ملاير ، بروجرد ، خوانسار ، گلپايگان ، اليگودرز، نهاوند و غرب محلات شده است و از طريق اينترنت و كتب ، همچون شهرهاي لاخ مزار بيرجند، نهبندان خراسان ، غار هاي خرم آباد ، شاه مراد سيرجان، دره شهرستانه الوند، شهرستان تفت، ارسباران آذربايجان ، دهگلان و سارال كردستان، ميمند كرمان، سراوان، كوه كفتر لوشهريار، نيك شهر و ارنان يزد نمونه هايي جمع آوري كرده . گفتني است انگار يك نفر هنرمند اين همه نقوش را بايك سبك در كليه محوطه هاي ذكر شده بالا و كشور هاي همسايه ما پاكستان ، مصر ، يمن ، عربستان ، تركيه ، ارمنستان ، افغانستا ن ، قرقيزستان، قزاقستان و جمهوري آذربايجان كشيده است و و كشورهاي زير نيز داراي سنگ نگارهاي گوناگوني هستند كه نمونه هايي از آنها آورده شده است.
: Africa. South Africa. ceania. Australia. Canada.
United States. Arizona. California. Colorado. Kansas.
Minnesota. Missouri. New Mexico Ohio. South Carolina.
Texas. Central merica. Nicaragua. South America.
Uruguay. Europe. France. Italy. Norway. Asia. India.
Afqhanistan. Khowar. Pakistan. Azerbaijan.Armenina

جهت كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به سايت     www.homayen.com مراجعه نماييد .

M_naserifard@yahoo.com
 

روابط عاشقانه دختر و پسر
نويسنده : دكتر رسول فرشادي

نوشتار حاضر تحت عناوين زير سامان يافته است ؛
الف ) تعريف عشق
نويسنده پس از آنكه از قول مولانا و محي الدين عربي مي آورد كه هر كس عشق را تعريف كند ، آن را نشناخته است ، تعريف مرحوم دهخدا از عشق را آورده و نهايتا سخن سهروردي را نقل مي كند كه عشق افراط الحب ( محبت شديد ) است . نكتة مهمي كه در ارتباط عاشقانه بين دختر و پسر مفيد و قابل توجه است اينكه از نگاه ابن مسكويه رازي ، عشق افراط در محبت است و از دوستي خاص تر و محدودتر است و عشق جز بين دو نفر امكان ندارد .
اما عشق از سويي « شيفتگي » كه محبت شديد اما يك طرفه است متمايز است و از سويي ديگر : عشق از « هوس » كه ترابط بين افراد فراوان است ، متمايز مي شود . كلام و نگاه عاشقانه ، صادقانه و خالصانه است اما كلام و نگاه هوس آلود مبتني بر دروغ ، ريا و نفاق است . محور عشق ، دگر خواهي است و محور و مدار هوس ، خودخواهي و ...
در اين مقاله بدون بحث از حسن و قبح عشق ، عشق در معناي محبت شديد بين دو فرد بعنوان يك واقعيت ( Fact ) بيروني و برخي ابعاد و اوصاف و شرايط آن مورد توجه و بحث قرار مي گيرد .
ب ) اقسام عشق
عشق در يك معنا به دو قسم حقيقي و مجازي تقسيم مي شود . در عشق حقيقي ، محبوب خداوند و صفات و افعال اوست و لكن در عشق مجازي محبوب و معشوق ، ظواهر دنيوي است و رابطة عاشقانة دختر و پسر نيز از اقسام عشق مجازي و از مصاديق عشق زميني محسوب مي گردد.
از نگاهـي ديگر مجموعة روابط عاشقانة زن و مرد در چهار شكـل « عشق مرد به مرد ، مرد به زن ، زن به زن ، زن به مـرد » خلاصـه مي شود . در روابط دختر و پسر يك شكل ( يعني عاشق پسر و معشوق دختر ) بسيار كثيرالمصداق تر و متدوال تر است ، زيرا ؛
اولا : زن از مرد و به تبع آن دختران از پسران زيباترند و زيبايي نيز عشق آفرين است . از آنجا كه زنان و دختران در مقايسه با مردان و پسران عموما و غالبا زيباترند و در نتيجه مجذوب ، محبوب و معشوق پسران واقع مي شوند .
ثانيا : شايد در فلسفة چنين زيبايي براي دختران در مقابل پسران بتوان گفت كه خالق آدميان ، از آن رو جنسي را بر جنس ديگر ترجيح داد كه تـوازن بين اين دو جنس در بعد « جسمـي» برقرار گردد . اگر آدمـيان داراي سه بعد « قلب و دل » ، « عقـل » و « جسم » اند ، غالبا پسران از دختران در حوزة جسمي نيرومند تر و قوي ترند ، اما زيباتر بودن دختران از پسران باعث مي شود كه پسران با همة قدرت ، ادعا و... اسير دختران شوند و در روابط عاشقانه براي آنها فداكاري كنند ...
ثالثا : هويت جنسي دختر و پسر همسان نيست ( گر چه هويت انساني برابر دارند ) و چون دختران زيباترند ، اگر زيبايي هاي خود را نابجا عرضه كنند ، هم ارزان فروخته مي شوند و هم ممكن است برايشان خطرساز باشد . از اين رو پوشش براي دختران جوان و مؤمنه توصيه شده است و فلسفة حكم حجاب و پوشش را بايد در زيبايي دختران نسبت به پسران ديد.
رابعا : از آنجا كه عشق و زيبايي قرين يكديگرند و نيز دختران مظهر و نماد زيبايي اند ، از اين رو حتي در توصيف و بيان زيبايي معشوق حقيقي نيز از ويژگي هاي زنان و دختران ( چشم ، ابرو ، لب ، خال ، زلف ، گيسو و ... ) بهره برده اند . چناچه امام خميني  (ره) در توصيف خالق هستي مي سرايد :
ج ) كتمان يا اعلان عشق
در احاديث شيعي « كتمان عشق » مورد توجه قرار گرفته و آمده است : آنكه عاشق گردد ، پس آن را كتمان كند و عفيف بماند و بميرد ، شهيد است . و يا : كسي كه عاشق شود و آن را كتمان كند و عفيف بماند و صبر كند ، غفران خدا براي اوست و او را داخل بهشت مي كند.
چند نكته از احاديث فوق قابل استنتاج است :
1) تعبير عف يعني عفيف و پاك بودن عشق ، مربوط به عشق مجازي است و عشق حقيقي آلوده و غير عفيف نمي تواند باشد . پس مراد از عشق در اين روايات ، حداقل عشق مجازي نيز هست .
2) اين احاديث تصريح ندارند كه عاشق ، عشق را از چه كساني مخفي دارد . پاسخ صحيح تر آن است كه فرد عاشق ، عشق خود را نه از معشوق ، بلكه نسبت به ديگران كتمان كند و بپوشاند و پرده دري نكند . اين تلقي از آن رو اهميت دارد كه عشق را معارض نيك نامي و قرين با پرده دري مي دانند . به قول حافظ :
 اي دل اندر عاشقي تو نام نيكو ترك كن          كه ابتداي عشق رسوايي و بدنامي است آن
و به قول سعدي :       سعديا دور نيك نامي رفت                نوبت عاشقي است يك چندي
3) تأكيـد برعشق كتمان شده و قرين با عفاف براي كسب بالاترين درجه و مقام ( رسيدن به مقام شهادت ) ، به معناي مراتب پائين تر و كم امتياز تر عشق مجازي نيست ، مثلا اگر عاشقي با رعايت عفاف ، در رعايت شرط كتمان كاملا موفق نباشد ، گر چه اجر شهيد ندارد ، اما معلوم نيست اين عشق را بتوان مطرود و مذموم تلقي نمود.
4) گاهي شكل ظهور و محمل تجلي عشق براي رعايت عشق ، محمل هاي موجه و مقبول است . مثلا در عين اينكه دختر و پسري سوزها و گدازها ، بي خوابي ها ، آتش ها و .. را واجدند ، اما اين معاشقه بين آنها در قالب كار اداري ، علمي ـ پژوهشي ، فعاليت هاي اجتماعي و… ظهور و نمود پيدا مي كند .
5) علاوه بر دو راه « بي عشقـي و نيك نامي » و « عاشقي و رسوايي و بدنامي » مي توان گـروه و گزينة سومي فرض نمـود كه هم عاشق اند و هم با كتمان سر ، نيك نام و سالم مي مانند . اين نگاه به عشق چقدر با روابط ناسالم هوس آلود كه نام عشق بر آن مي نهند و در جامعة ما وجود دارد ، متفاوت است .
د ) علم قبل از عشق و بعد از آن
اگر مركزي ترين و محوري ترين بحث در روابط دختر و پسر ، عشق و رابطة عاشقانه است ـ زيرا بنياد خانواده نياز به وجود عشق دارد ـ اما مهم ترين ويژگي عشق ، ارتباط آن با علم و آگاهي است . علم و عشق از دو جهت رابطه دارند : علم پس از عشق و قبل از آن .
علم پس از عشق بدين معني است كه دختر و پسري از شكل گيري رابطة عاشقانه ، نسبت به هم شناخت ، آگاهي و علم پيدا كنند . به تعبير حضرت امير در نهج البلاغه ( خطبه 109 ) كسي كه عاشق چيزي شود ، چشم اش كج و قلب اش مريض مي شود و با چشم غير درست مي بيند و با گوش ناشنوا مي شنود . علم پس از عشق چندان معتبر و دقيق نيست و چنين رابطة عاشقانه اي اگر در همين سطح بماند ، آسيب پذير است.
اما علم قبل از عشق ، يعني قبل از آنكه دختر و پسري به يكديرگ دل بسپارند ، بايد آگاهانه و با شناخت و علم از يكديگر به هم نزديك شوند . اگر رابطة عاشقانه متكي به آگاهي هاي لازم فردي و اجتماعي مخاطب باشد ، اين رابطه به زودي آسيب نمي بيند و در صورت تأسيس خانواده به تبع آن نيز ، اين خانواده پايدار و آرام و ماندگار خواهد بود.
هـ ) نتيجه گيري
1) در يك نگاه مي توان گفت كه دختر و پسر براي يكديگر خلق شده و در كنار هم مكمل يكديگرند . ولي براي اينكه اين تعامل شكل سالم بگيرد ، اولا : بايد در قالب عشق باشد و از اين دوستي هاي ناسالم و ارتباطات فاسد رهايي پيدا كنيم . ثانيا : بايد بدانيم كه سالم ترين ارتباطات دختر و پسر در فضاي خانواده ثمر داده و نمود مي يابد . از اين رو بهترين رابطة عاشقانه دختر و پسر ، آن شكلي است كه منتج به نهاد مقدس خانواده شود ؛ از نيازهاي دختران و پسران ، نيازهاي جنسي است و مدعا آن است كه تنها يك دختر و يك پسر در قالب موجه و مشروع مي توانند نياز جنسي خود را برآورده نمايند و اين بستر مناسب ، خانواده است .
2) جداي از نگاه هاي مذموم امثال امام محمد غزالي و ملامحسن فيض كاشاني به عشق ، مي توان گفت كه بهترين و عميق ترين غذاي دل ، عشق است . اما بايد به قول دكتر علي شريعتي بين عشق و ايمان پل زد تا از آفات آن مصون ماند . شريعتي ايمان بي عشق را زنداني پر از زنجير و غـل و بند مي داند كه روح را مي ميراند و دل را ويرانه مي سازد . ( گفتگوهاي تنهايي ، ص 86 ) .
همان گونه كه عشق بي ايمان آسيب زا است ، در آسيب شناسي روابط عاشقانة دختر و پسر بايد توجه داشت كه عشق مبتني بر جهل و عـدم آگاهي و صرفا متكي بر احساس نيز سوزنـده است و ممكن است منجر به شكست در روابط عاشقانه شود . از اين رو هرگز نبايد به داده هاي محصول عشق بسنده نمود و پيش از ورود به فضاي عشق ، نبايد آن را آسان گرفت كه به قول حافظ :
الا يا ايها الساقي ادر كاسا و ناولها          كه عشق آسان نمود اول، ولي افتاد مشكل ها

+ نوشته شده توسط ايران 24 در و ساعت |